تابستان هارت
تابستان هارت خوب است در گرفتن آنچه او می خواهد. هنگامی که او تصمیم می گیرد برای رفتن به خرید در جمعه سیاه او می شود او گستاخ خوانده به رانندگی. تنها مشکل این است که او به سختی می تواند نگه داشتن چشم خود را در جاده ها در حالی که خود مادر دوست داشتنی با پستان هستند jiggling در صندلی کنار او. در نهایت گل میخ ما قرار می دهد کلاسیک Costanza توقف کوتاه حرکت خود را با مادر در ماشین و در نظر گرفتن فرصت برای رسیدن و گرفتن چربی آشامیدنی. او کمی شوکه شده اما با این وجود شروع به احساس مرطوب در پایین دست. آنها سر در داخل و او پرتاب خرید به کنار هل دادن او بر روی تخت و thrusting مشاعره بزرگ او در چهره اش. سپس او را بیرون می کشد دیک خود را برای شستن از زندگی خود را. او بمکد و drools تا زمانی که او آماده است تا خود را در درون او. در نهایت او رکود یک بار بزرگ و خرید در جمعه سیاه لیست تکمیل شده است.